اختلالات غذایی: وقتی رژیم از حد می گذرد (قسمت دوم)

ورزشکاران مبتلا به اختلال پرخوری

با کمال تعجب اختلالات پرخوری هم در بین ورزشکاران حرفه ای و هم تازه کار شایع است. مردان و زنان شرکت کننده در انواع رشته های ورزشی و فعالیت های دیگری که بر ظاهر و اندامی لاغر تأکید دارد مانند باله و سایر اشکال حرکات موزون، اسکیت نمایشی، ژیمناستیک، دو و میدانی، شنا، مسابقات اسب دوانی و اسب سواری و قایق رانی نیز مستعدند. کشتی گیران بخصوص آسیب پذیرند. در واقع، برخی از اولین تحقیقات در مورد اختلال پرخوری روی آن ها انجام شده است. شایع است که کشتی گیران قبل از مسابقه، مقدار زیادی کربوهیدرات می خورند و سپس پاکسازی می کنند، بنابراین می توانند برای گروه وزنی پایین تری واجد شرایط شوند.

در زنان ورزشکار اختلال پرخوری بیشتر بروز می کند. آن ها با تعارضات زیادی در مورد بدن خود، اعم از اشتها و نیاز به تأیید مواجه می شوند. در دنیای ورزش هم ارزش گذاری غیر واقع بینانه ای در مورد شکم و سایر بدن و به طور کلی برای بدن کم چربی وجود دارد. فشارهایی که روی مردان قرار دارد متفاوت است و شاید کمتر خطرناک و آسیب رسان تلقی شود. گرفتن رژیم اولین  عامل خطر برای بروز اختلال پرخوری است و به طور کلی مردان کمتر از زنان رژیم می گیرند. به علاوه بسیاری از ورزش های مردانه نسبت به ورزش های زنانه بنا به سنت نیاز به قدرت و عضله دارد بنابراین لاغری هم چندان مسئله نیست.

فهمیدن عوامل بروز اختلالات غذایی

اختلالات غذایی ممکن است به دلایل متفاوتی به وجود آید. رژیم یکی از این دلایل احتمالی است. به عقیده ی بعضی افراد اختلالات غذایی و رژیم هر دو به ریسمان مشترکی متصل است. آن ها فکر می کنند که اگر رژیم نبود اختلالات غذایی بسیار کمتر بود و مردم در چرخه ی ذیل گرفتار نمی شدند:

P محدودیت های شدید برای دریافت کالری کمتر آن ها را با ولع گرسنه می کند.

P در واکنش به گرسنگی غیرقابل تحمل پرخوری می کنند (پرخوری عصبی و اختلال پرخوری)

P از افزایش وزن وحشت دارند بنابراین به سمت رژیم ناگزیر و تمام پیامدهای جسمانی و روانی حاصل از محدودیت های غذایی معطوف می شوند.

البته تمام افراد رژیمی دچار اختلالات غذایی نمی شوند. بسیاری از دلایل اختلالات غذایی ربط زیادی به غذا یا رژیم ندارد.

عوامل درونی

کمال گرایی ویژگی بسیاری از افراد مبتلا به اختلالات غذایی است. آن ها خواهان موفقیت و برتری اند. آن ها موفقیت های متعددی کسب کرده اند ولی ممکن است احساس عدم کفایت، نقص و بی ارزشی کنند. برخی از افراد مبتلا به اختلالات غذایی سعی می کنند با مدیریت تغذیه و وزن خود، کنترل خود و زندگی را در دست بگیرند تا احساس موفقیت کنند. به علاوه، آن ها همه چیز را به صورت خوب یا بد ،سیاه یا سفید، چاق یا لاغر می بینند و اگر لاغر خوب است لاغرتر بهتر است. بعضی  ها نیز به دنبال هویتند. رژیم «من» آن ها را برجسته می کند: «من یک رژیم گیرنده ی موفقم، بنابراین اهمیت دارم. من رژیم می گیرم، پس هستم».

آقایان نیز دچار اختلالات غذایی می شوند

۵ تا ۱۰ درصد مبتلایان به بی اشتهایی عصبی و ۱۰ تا ۱۵ درصد از مبتلایان پرخوری عصبی مردان هستند. مردان نسبتبه زنان در سنین بالاتری به بی اشتهایی عصبی مبتلا می شوند. هنوز هیچ آماری از تعداد مردان پرخور جمع آوری نشده ولی برخی از محققان معتقدند تعداد مردان و زنان پرخور برابر است.

عوامل ابتلا به اختلالات غذایی در مردان و زنان یکسان است:

P سابقه ی چاقی، اضافه وزن یا رژیم

P شرکت در ورزش هایی که نیاز به لاغری داشته باشد مانند دویدن، دو و میدانی، اسب سواری، کشتی (کم کردن وزن به معنای رقابت در دسته بندی وزن کمتر است) و بدن سازی (کم کردن ذخایر چربی و مایعات بدن برای افزایش انحنای آن)

P داشتن شغل هایی که به لاغری اهمیت می دهند مانند مانکنی و بازیگری

P زندگی در میان مردم یا فرهنگی که به جذابیت اهمیت می دهد و ممکن است مردان را به اندازه ی زنان موشکافانه قضاوت کنند.

عوامل زیست شناختی

وراثت (حداقل تا اندازه ای) شخصیت را معین می کند و برخی از شخصت ها بیشتر از بقیه نسبت به اختلالات غذایی آسیب پذیرند. کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند و یا به لحاظ اجتماعی مضطربند، کمال گرا هستند. از درگیری پرهیز می کنند و به طور مداوم به دنبال تأیید از دیگرانند، احتمالاً بیشتر از کسانی که این خصلت ها را ندارند به اختلالات غذایی دچار می شوند. پرخوری در خانواده هایی شایع تراست که درصد بالاتری از اختلالات خلقی و سوء استفاده از مواد وجود داشته باشد.

عوامل خانوادگی

غالباً خانواده ی افرادی که به اختلالات غذایی دچارند بیش از حد حمایت گر، مقرراتی و در حل اختلاف دچار مشکلند. این خانواده ها به دستاوردها و موفقیت ها اهمیت می دهند و شک و اضطراب ها را نادیده می گیرند. در این خانواده ها از عیب و نقص انتقاد می شود. چنین خانواده هایی ممکن است با اظهارنظرهای علنی یا اذیت کننده در مورد شکل و اندازه ی کسی، ارزش خاصی برای ظاهر جسمانی قائل باشند. هر چند به لحاظ ژنتیکی بی ربط است.

استفاده از دارو در اختلالات غذایی

صدها بررسی دو سویه نشان داده که درمان با داروهای ضد افسردگی ممکن است در کاهش پرخوری عصبی و اختلال پرخوری تقریباً به صورت ناقص کمک کند. پزشکان وقتی از داروهای ضدافسردگی برای درمان اختلالات غذایی استفاده کردند متوجه شدند بسیاری از افراد مبتلا به پرخوری افسرده اند. برای افسردگی، داروهای متعددی وجود دارد که ممکن است مؤثر باشد.

پزشک می تواند مقدار صحیح و نوع دارو را با بررسی سابقه ی بیمار، آخرین داروهای استفاده شده (اگر استفاده کرده) و سرعت برطرف شدن کامل نشانه ها، تجویز کند. مراقبت دقیق تا زمانی که داروی انتخابی تعیین شود حیاتی است. اغلب دارو به چندین هفته زمان نیاز دارد تا اثر کند.

عوامل اجتماعی

کارشناسانی چون دکتر، ل.ک.جورج هِسو، استاد روانپزشکی در دانشگاه تافت بوستون معتقدند که فرهنگ در شروع اختلال غذایی تأثیر گذار است. مردم همچنان معتدند که هر کسی وزن و شکل بدنش را با خوشتن داری هوشیارانه و حساب شده اش تعیین می کند.

امروزه مردم غرق در پیام هایی شده اند که لاغری مزایایی دارد. چه دوست داشته باشند و چه نداشته باشند. لاغری در جامعه، مساوی با جذابیت است و با آن قدرت، موفقیت و محبوبیت می آید. علاوه بر این، با این خوراکی های فراوان و شیوه های متنوع و رو به ازدیاد آشپزی، مردم غذاهایی در اختیار دارند که می توانند از آن ها انتخاب کنند. این روشی آسان- و ارزان- برای تسلیم شدن به خواسته هاست و تبلیغات چی ها اغلب مردم را به انتخاب این یا آن روش ترغیب می کنند. مردم این طرف و آن طرف می روند در واقع هرگز برای غذا خوردن نمی نشینند. به جای خوردن با دوستان و خانواده، به دلیل مشغله ی زیاد و فرصت کم تنها غذا می خورند. «قوانین» معدودی برای تعریف وعده ی غذایی مناسب وجود دارد.کورن فلکس برای شام؟ البته. پیتزای سرد برای شروع روز؟ چرا که نه؟ و در مواجهه با انتخاب ها و فرصت های متعدد به دلیل نبود «نظم و ترتیب»، نداشتن کنترل بر خوردن، طبق موازین اخلاقی غلط قلمداد می شود. به افراد چاق بر چسب شکست خورده-تنها، ضعیف، ابله- می زنند و بدین ترتیب جنگ اشتها و کنترل شروع می شود.

وب سایت هایی که بی اشتهایی (معروف به پرو- آنا) یا پرخوری عصبی (با نام مستعار پرو- میا) را تبلیغ می کنند و جذاب نشان می دهند در حال ازدیاد و در بین نوجوانان محبوبند. متخصصان نگرانند و والدین و دوستان باید توجه کنند سایت های pro-ana و pro-mia به جای ارائه ی گزینه های درمانی، روش ها و توصیه هایی ارائه می کنند که مبتلایان را تشویق به «کمال» می کند و بیماری آن ها را استمرار می بخشد.

بررسی پیامدهای پزشکی اختلالات غذایی

اشتباه نکنید: اختلالات غذایی – علی الخصوص بی اشتهایی عصبی- ممکن است مرگبار باشد. در فهرست ذیل بسیاری از پیامدهای پزشکی اختلالات غذایی را آورده ایم.

P ماهیچه ی قلب تغییر می کند، ضربان آن نامنظم می شود و با قدرت تمام منجر به ایست قلبی و مرگ می شود.

P کم آبی، سنگ کلیه و از کارافتادگی کلیه ممکن است منجر به مرگ فرد شود.

P آسیب دیدگی کبد (اگر مصرف مواد نیز یکی از عوامل باشد) ممکن است منجر به مرگ شود.

P اغلب قاعدگی قطع می شود، حتی قبل از کاهش وزن شدید، به این مشکل آمنوره (فقدان قاعدگی) می گویند و ممکن است منجر به ناباروری و از بین رفتن یا پوکی استخوان شود.

P عضلات تحلیل می رود و منجر به ضعف و فقدان عملکرد می شود.

P بر اثر فقدان انرژی، هضم غذا کند و عملکرد تقلیل یافته ی بدن منجر به ناراحتی روده و یبوست می شود.

P کاهش مداوم کلسیم استخوان منجر به انواع شکستگی و مشکلات مادام العمر پوکی استخوان می شود.

P فرد دیگر تحمل سرما (مخصوصاً در دست ها و پاها) را ندارد و چشم های گود رفته، ریزش مو، پف آلودگی و خشکی پوست پیدا می کند.

P سازوکار ایمنی بدن ضعیف می شود.

P پوست او خشک و پر از لک و پیش می شود و ظاهر ناسالم خاکستری یا زرد دارد.

P ممکن است کم خونی و سوء تغذیه پیدا کند.

P ممکن است دچار از حال رفتگی، اختلال در خواب، کابوس دیدن و گنگی ذهنی نیز بشود.

۵ تا ۲۰ درصد از مبتلایان به بی اشتهایی می میرند.

به جز عوارض ذکر شده در فهرست قبلی، پرخوری عصبی هم عوارضی دارد که در نتیجه ی چرخه ی تکراری پرخوری و پاکسازی حاصل می شود:

P ممکن است حجم عضله به دلیل استفراغ های بیش از حد از بین برود.

P استفراغ و استفاده از داروهای ملین و مدّر، کلروسدیم و پتاسیم را از بدن دفع می کند و منجر به عدم تعادل الکترولیتی می شود. ممکن است آریتمی (ضربان نامنظم قلب) به وجود آید و در نهایت منجر به از کارافتادگی قلب و مرگ شود.

P ممکن است اسیدهای معده در استفراغ، مینای دندان را از بین ببرد و منجر به خساراتی چون پوسیدگی و تغییر رنگ دندان ها شود. همچنین  ممکن است اسیدها وارد غدد بزاقی دهان شوند که این موجب تورم غددگردن، ایجاد سنگ هایی در مجرای بزاقی و گونه های سنجابی می شود.

P استفراغ با تحریک شخصی ممکن است منجر به خراش و پارگی جدار حلق، مری و معده شود.

P استفاده از مسهل ها وابستگی می آورد و باعث ضعف حرکات طبیعی روده می شود.

P مصرف دارو برای تحریک استفراغ، مانند ایپکاک، ممکن است منجر به مسمومیت، از کار افتادن قلب و مرگ شود.

P ممکن است زخم های گوارشی به وجود آید.

پیامدهای پزشکی اختلال پرخوری اغلب مرتبط با چاقی است و شامل موارد ذیل می شود:

P فشار خون بالا، میزان بالای کلسترول و تری گلیسریدکه موجب سخت شدگی عروق و بیماری قلبی می شود.

P افزایش خطر بروز سرطان روده، سینه و دستگاه های تولید مثل.

P افزایش خطر دیابت

P افزایش خطر آرتروز مفاصل

درمان اختلالات غذایی

درمان حداقل برای ۶۰ درصد افراد مبتلا به اختلالات غذایی مؤثر است. آن ها می توانند به وزن طبیعی برگردند، آن را حفظ کنند و در حد عادی بخورند. می توانند روابط سالمی با مردم پیدا کنند، تشکیل خانواده دهند و زندگی خود را بسازند.

ولی تقریباً ۲۰ درصد افراد با وجود آنکه با شدت به درمان خود می پردازند، کاملاً مداوا نمی شوند. این افراد به غذا و وزن خود متمرکز باقی می مانند. آن ها نمی توانند با دوستان احساس راحتی کنند یا با کسی رابطه ی عشقی بگیرند. آن ها کار می کنند ولی معمولاً مشاغل هدفمندی ندارد.

این ۲۰ درصد باقیمانده حتی با درمان نیز اصلاح نمی شوند. زندگی آن ها بر محور غذا و وزن استوار است. متأسفانه، ۲۰ درصد افراد مبتلا به اختلال غذایی شدید بدون درمان مناسب می میرند ولی با درمان، تعداد مرگ و میرها به طور چشمگیری ۲ تا ۳ درصد پایین می آید.

درمان اختلالات غذایی فردی و مختص به شخص مبتلاست. از آنجاکه عوامل متعددی در بروز اختلال غذایی دخالت می کند، درمان گروهی بهترین شکل است. گروه مراقب سلامتی از پزشکان، متخصصان تغذیه، روان شناسان، روان پزشکان و مددکاران اجتماعی تشکیل می شود. مشاوره شامل مراحل متعددی است، برخی به صورت فردی و برخی دیگر گروهی است ولی به طور کل، اهداف درمانی گروه مراقب سلامتی عبارتند از:

P بازگشت به وزن طبیعی یا نزدیک به آن و حفظ وزن

P پیدا کردن توانایی خوردن غذاهای متنوع و عادی (نه فقط اقلام کم کالری، بدون چربی و بدون قند)، از بین بردن یا کاهش شدید ترس های غذایی غیرمنطقی

P احیای روابط با اعضای خانواده و دوستان

P پیدا کردن مهارت های حل مسئله و غلبه بر مشکلات

بی اشتهایی عصبی

بیش از ۲۵ درصد بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی لازم است تا زمانیکه ۸۵ درصد وزن مطلوب بدن خود را به دست آورند در بیمارستان بستری شوند ولی آن دسته از افرادی که زیاد وزن کم نکرده اند بیماران سرپایی محسوب می شوند که برنامه های مناسبی برای آن ها تنظیم می شود. روان درمانی، مشاوره ی خانوادگی و تغذیه ی درمانی برای کمک به بازگشت وزن از دست رفته بخشی از درمان گروهی برای کنترل این بیماری است. دارو درمانی در درمان بی اشتهایی عصبی مؤثر نیست هر چند ممکن است داروهایی برای درمان افسردگی یا سایر مشکلات روانی شایع در بیماران مبتلا به این بیماری تجویز شود.

پرخوری عصبی

درمان پرخوری عصبی نوعی درمان سرپایی است. روان درمانی مخصوصاً در محیط های گروهی مؤثر است. مشاوره ی خانوادگی و تغذیه درمانی نیز بخش پراهمیتی در برنامه ی درمانی است. بسیاری از روان پزشکان برای درمان پرخوری عصبی داروهای ضدافسردگی تجویز می کنند زیرا کمک می کنند که فرد کمتر به پاکسازی روی بیاورد. اس اس آر آی ها داروهایی اند که تأثیر آن بر درمان افسردگی پرخوری اثبات شده است مانند پروزاک (Prozac) و زُلوفت (Zoloft).

اختلال پرخوری

اختلال پرخوری مانند پرخوری عصبی درمان می شود یعنی اغلب با روان درمانی (مخصوصاً درمان شناخت نگر رفتار)، خانواده درمانی و تغذیه درمانی و داروهای ضدافسردگی نیز ممکن است مؤثر باشد.

وقتی کسی مبتلا به اختلال پرخوری است چه باید کرد

اگر کسی را می شناسید که مبتلا به اختلال پرخوری است، می توانید کمک کنید. مشکل اینجاست که فردی که دچار اختلال پرخوری است آن را انکار می کند. این انکار ممکن است شما یا حامی را دچار احساس ناتوانی، سردرگمی، وحشت یا حتی خشم کند.

این مسئله کمک می کند تا متوجه شوید که افراد مبتلا به بی اشتهایی اعتقادی به غیرعادی بودن الگوهای غذایی خود ندارند. افراد پرخور و کسانی که مبتلا به پرخوری اند احتمال بیشتری دارد که بدانند مشکل دارند ولی ممکن است در برابر درمان مقاومت نشان بدهند. کسانی که دچار اختلالات غذایی اند ممکن است لاغری زیاد یا پاکسازی و استفراغ خود را علی رغم شواهد و قراین موجود منکر شوند. آن ها را تحت فشار نگذارید –و مدرک و دلیل به آن ها نشان ندهید.

ولی بدانید که اختلالات غذایی نیاز به درمان تخصصی دارد. برای درمان، در مورد مراکز مراجعه و گروه های حامی در منطقه خود  تحقیق کنید (برای دریافت توصیه نامه ها و کمک ها از مدرسه، دانشگاه، مرکز پزشکی یا مرکز سلامت عقلی منطقه ی خود پرس و  جو کنید). از پزشک خانوادگی خود مرجعی برای اختلال غذایی بخواهید. اگر محصل هستید به مرکز مشاوره ی مدرسه یا پرستاری مدرسه مراجعه کنید.

اگر تصمیم دارید با کسی راجع به اختلال غذایی او صحبت کنید حتما این کار را به روشی غیر تهدیدآمیز، دلسوزانه و بدون قضاوت انجام دهید. برخی از بایدها و نبایدهای ضروری از این قرار است:

P گوش کنید و حمایت گر باشید.

P دلسوز و حامی باشید.

P اطلاعات کسب کنید.

P او را به گرفتن کمک تخصصی ترغیب کنید.

P قضاوت نکنید.

P خوردن، وزن یا ظاهرش را زیر ذره بین نگذارید.

P دائم درباره ی خوردن، یا نخوردن حرف نزنید و یا به تغییر نگرش در مورد خوردن اصرار نکنید.

P به او نق نزنید و او را سرزنش یا خجالت زده نکنید.

P سعی نکنید مراقبش باشید یا او را کنترل کنید.

P از همه مهم تر، مشکل را نادیده نگیرید. در عوض به او کمک کنید تا مرجع و منبع یاری دهنده اش را پیدا کند.

 ضمناً به خاطر داشته باشید که بهبود اختلال غذایی زمان زیادی می برد. یک شبه نمی توان به موفقیت رسید. مشهود نبودن علائم به معنای درمان شدن اختلال نیست.

تغییر رفتارها و نگرش ها در مورد غذا ممکن است ماه ها یا سال ها طول بکشد. پس تکلیفتان روشن است – برای دوستتان یا کسی که او را دوست دارید تکیه گاهی باشیدکه او به شدت به آن نیاز دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>